تحليل تکنیکال یا تحلیل فني
تحليل فني يك تكنيك در بازار هاي مالي است كه براي پيش بيني جهت گيري قيمت هاي اوراق بهادار در آينده از طريق بررسي داده هاي آماري گذشته بازار خصوصا در مورد قيمت و حجم معاملات انجام مي شود. تحليل فني در حالت محض ، با فرض اينكه قيمت و حجم مهمترين و مرتبط ترين عامل ها براي تعيين جهت گيري آينده و عملكرد يك سهام و يا بازار خاص هستند ، فقط رفتار واقعي قيمت ها و حجم معاملات بازار را مورد توجه قرار مي دهد . تحليلگران فني ممكن است مدلها و قواعد تجارتي را بكار گيرند كه بر مبناي قيمتها و يا تبادل حجم ها استوار هستند . برخي از اين مدلها و قواعد عبارتند از : شاخص نیروی نسبی ، ميانگين هاي متحرك ، پسر فت ها ، همبستگي هاي درون بازاري و برون بازاري ، و در حالت كلاسيك شناسايي الگوهاي نموداري.
تحليل فني به صورت گسترده در ميان تجار و متخصصين امور مالي مورد استفاده قرار مي گيرد ، ولي در دانشگاهها از آن به عنوان يك شبه علم ياد مي شود. دانشمنداني از قبيل یوجین فاما (Eugene Fama) مي گويند كه شواهد و دلايل تحليل فني پراكنده و اندك هستند و با يك فرم ضعيف از فرضيه پذيرفته شده "بازار کارآمد (Efficient Market Hypothesis)" در تناقض می باشند. بارتون مالكيل (Barton Malkiel) يكي از اقتصاد دانان معروف اينگونه استدلال مي كند كه "آناليز فني يك مسئله مطرود از نظر دانشگاهيان است" ،وي همچنين اينگونه استدلال مي آورد كه حتي بر اساس فرم ضعیف شده فرضيه "بازار کارآمد" نیز شما نمي توانيد قيمت آينده سهام را بر اساس قيمتهاي گذشته آن پيش بيني كنيد.
به هر حال، خريداران سهام زيادي وجود دارند كه علنا" اعلام كرده اند كه از تحليل فني نه به عنوان يك علم براي پيش بيني آينده بلكه به عنوان يك ابزار ارزشمند براي شناسايي روند تغييرات قيمت و فرصت هاي مطلوب تجاري ، استفاده مي كنند.فرض كار اين است كه تمام اطلاعات اساسي و نظريات فعلي بازار تقريبا در قيمت فعلي بازتاب مي يابند و وقتي كه آنها همراه با قيمت گذشته سهام بررسي شوند ، الگوهاي حجمي و قيمت تكرار شونده (recurring patterns) را آشكار مي سازد كه مي توانند سر نخ هايي براي پيش بيني تغييرات قيمت در آينده به ما بدهند.
تحليل فني معمولا با تحليل بنيادين در علم اقتصاد مقايسه مي شود . تحليل بنيادين به بررسي عوامل اقتصادي مي پردازد كه به گفته برخي اقتصاد دانان مي توانند بر روي قيمتهاي بازارهاي مالي تاثير بگذارند.از ديدگاه تحليل فني قيمت به تنهايي بازاتاب دهنده اينگونه تاثيرات قبل از آن است كه سرمايه گذاران از آنها آگاه شوند. بنابراين تحليل فني فقط به بررسي قيمتها مي پردازد. برخي از تجار از تحليل فني و يا تحليل بنيادين به تنهايي استفاده مي كنند و برخي ديگر از هر دوي آنها براي اخذ تصميمات تجاري خود استفاده مي كنند.
كارشناسان فنی مي گويند كه قيمت بازار بازتاب دهنده تمام اطلاعات مرتبط است ، بنابر اين تحليل آنها بيشتر به فاکتورهای داخلي بازار توجه دارد تا به فاکتورهای خارجی مانند اخبار. تغييرات قيمت نيز حالت تكرار شونده دارند چون سرمايه گذاران جمیعا ً به سمت رفتارهای الگودار (patterned behavior) گرايش دارند - بنابر اين كارشناسان بر روي شرايط و روند هاي قابل شناسایی متمركز مي شوند.
جریان بازار تاثیرگذاری فاکتورهای گوناگون را کاهش میدهد (Market action discounts everything)
بر اساس اين فرضيه اثبات شده كه تمام اطلاعات مربوطه تقريبا توسط قيمت ها بازتاب مي يابند ، تحليلگران فني مطلق معتقدند كه تحليل بنيادين كاري بي فايده است - آنها مي گويند اخبار و وقايع اخبار تاثير مهمي روي قيمت ندارد و نتايج تحقيقاتي از قبيل بررسي های انجام گرفته توسط ,Cutler Poterba و Summers با عنوان " چه چيزي قيمت سهام را تغيير مي دهد؟" را براي تاييد ادعاي خود بيان مي كنند.
در اغلب روزهاي بزرگ برگشت ( تغييرات بزرگ بازاري ) ، اطلاعاتي كه مطبوعات به عنوان دليل تغيير بازار اعلام مي كنند، اهميت خاصي ندارد. گزارشات مطبوعات در روزهاي مجاور نيز به نظر نمي رسد كه هيچ دليل متقاعد كننده اي براي بيان علت ميزان سود ها و يا نزول قيمت هاي آينده ،آشكار سازند.
قيمت ها بر طبق يك روند (الگو) تغيير مي كنند
مبحث روند هاي تغيير قيمت بازار را نيز ملاحظه فرمایید. تحليلگران فني معتقدند كه قيمت ها روند و يا مسير حركت دارند. كارشناسان مي گويند كه بازارها روند رو به بالا ،پايين ، افقی (تخت) دارند.اين تعريف مقدماتي از روند تغيير قيمت ها توسط تئوري داو(Dow Theory) مطرح شده است.
تاريخ تمایل به تكرار خود دارد
تحليلگران فني معتقدند كه سرمايه گذاران مجموعا" رفتار سرمايه گذاراني را تكرار مي كنند كه پيش از آنها داد و ستد می کرده اند. "هر كسي مي خواهد در شرکتی مثل شركت مايكروسافت روزهای اول در بورس سرمایه گذاری کند"، " حتي اگر اين سهام دوباره به 50$ برسد ،من آنرا خواهم خريد." ، "تكنولوژي اين شركت ،انقلابي در صنعت خود ايجاد خواهد كرد ،بنابر اين سهام آن فوق العاده بالا خواهد رفت" - همه اينها مثالهايي از مقاصد و احساسات سرمايه گذاران است كه دائما ً تکرار می شوند. اگر چه احساسات در بازار از نظر كارشناسان غير معقول و غير منطقي هستند، ولي این احساسات وجود دارند. چون معمولا عملكرد سرمايه گذاران تكرار مي شود، كارشناسان تکنیکال معتقدند كه الگو هاي قابل شناسايي (و قابل پيش بيني ) قيمت را مي توان بر روي يك نمودار نشان داد.
مطالعات تجربي و مشكلات تئوريك
مجله وال استریت اروپا (The Wall Street Journal Europe) اينگونه بيان مي كند "اين مسئله كه آيا تحليل فني واقعا مفيد هست يا نه ،تبديل به يك موضوع مشاجره آميز در وال استریت شده است. برخي از سرمايه گذران معتقدند كه پيش بيني تغييرات رو به بالا و يا رو به پايين بازار غير ممکن هستند. تحقيقات دانشگاهي نشان داده است كه وقتي اغلب مردم ، چه حرفه اي و چه تازه كار ، سعي مي كنند با وارد كردن و يا خارج كردن پول خود بر نوسانات بازار سهام غلبه كنند ، كار آنها نتيجه اي جز ضرر در بر نخواهد داشت. همان مقاله نشان مي دهد كه چند تحليلگر تکنیکال چگونه ممكن است به صورت همزمان پيش بيني هاي متناقض و مخالفي را در مواجه با داده هاي يكسان مطرح كنند.
قابليت اجرا و كمبود شواهد و دلايل
اغلب مطالعات دانشگاهي نشان مي دهند كه تحليل فني قدرت پيش بيني كمي دارد، اما برخي مطالعات نشان داده اند كه ممكن است بازدهي زیادی داشته باشد. براي مثال نشان داده شده است كه انواع تحليل تکنیکال قابل اندازه گیری ، مانند پيش بيني غير خطي با استفاده از شبكه هاي عصبي ، در برخي موارد مي توانند پيش بيني هایی ارايه كنند كه از لحاظ آماري بسيار حائظ اهميت هستند. يك مقاله کاری از فدرال رزرو (Federal Reserve) مربوط به سطوح حمايت و مقاومت در نرخ ارزهاي خارجي در كوتاه مدت ،شواهدی قوي نشان داده است كه اگرچه قدرت پيش بيني اين ترازها در بين نرخ ارزها و بنگاه های مختلف تغيير مي كند، ولي اين تراز ها به پيش بيني وقفه ها در الگوهای طول روز كمك مي كنند.
در سال 2008دكتر امانوئل كانگارتي (Dr. Emanuele Canegrati)،در مقاله منتشر نشده اش با عنوان "قدم زدن غير اتفاقي در لنگرگاه جزاير قناري" (A Non-random Walk Down the Canary Wharf) ، بزرگترين مطالعه اقتصادسنجي كه تا كنون براي اثبات اعتبار و سنديت تحليل فني صورت گرفته را براي بزرگترين شركت های در ليست بازار بورس FTSE انجام داد. وي با تحليل بيش از 70 شاخص فني كه برخي از آنها تا آن زمان ناشناخته بودند، نشان داد كه چگونه مي توان با استفاده از برخي شاخص هاي تکنیکال ، بازگشتهاي بازار را تا اندازه ای پيش بيني نمود.

